ابو القاسم سلطانى

418

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

پراكندگى : مصر ، عربستان ، ايران . در ايران نواحى جنوبى ، بلوچستان و مكران . تاريخچه : نام علمى گياه تركيبى از دو واژه يونانى Indigo ( - رنگ نيلى ) و Fero ( - حاصل ) مىباشد . اين نام به اين مناسبت به گياه داده شده كه از برگ‌هاى اين درختچه نيل بدست مىآيد . برگ‌هاى اين درختچه به صورت سالم يا پودر شده به نام رنگ يا رنگ كرمانى براى رنگ كردن مو و پوست به كار مىرود . پودرى است سبزرنگ ، بدون بو ، با طعم تلخ كه در اثر مجاورت با آب رنگ تيزه مىدهد . نيل از گياهان زيادى بدست مىآيد مهمترين اين گياهان نيل كرمانى و يا وسمه كرمانى ( گياه مورد بحث ) ، نيل بستانى يا نيل هندى Indigofer tinctoria L . و نيل رومى يا نيل برى يا وسمه Isatis tinctoria L . مىباشند . نيل را از زمان‌هاى بسيار دور مىشناخته‌اند و به زبان پهلوى نيل ناميده شده كه معرب آن نيلج است ( 1 * ) . سابقا كرمان يكى از مراكز مهم توليد نيل بوده كه به خارج صادر مىشده است به طورى كه در كتاب حدود العالم ( تاليف 372 هجرى قمرى ) آمده است : " كرمان ناحيتى است . . . جاى بازرگانان است ، اندر وى بيابان است از وى زيره و خرما و نيل و نيشكر و پانيذ خيزد و طعامشان نان ارزن است . . . مغون ، لاشگرد ، كومين ، بهروكان [ بهروگان ] ، منوكان [ منوگان ] شهرك‌هايىاند خرد و بزرگ . از اين شهرها نيل و زيره و نيشكر خيزد و اينجا پانيذ كنند ، و طعامشان گاورس است . ايشان را خرماى بسيار است . و رسم ايشان چنان است كى هر خرمايى كى از درخت بيفتد ، خداوندان درخت برندارند ، البته و آن درويشان را بود " ( 2 * ) . در ايران نه تنها از نوع وحشى بلكه به منظور استفاده از ماده رنگى آنكه نيل ناميده مىشود و در نقاشى و خوشرنگ كردن لباس‌هاى سفيد به كار مىرود كشت مىشده است " . . . اگر جهت نيل نيل كاشته باشند تا ضرورت نباشد آب ندهند كه بدرنگ مىشود و اگر جهت تخم باشد هرگاه آب طلب شود آب دهند و سه ماه را مىرسد و آنچه جهت نيل كاشته باشند چون دو ماه گذرد بلند شود . پيش از آنكه تخم نه بسته و رنگ او تيره نشده درويده ، دسته بندند و چون در سايه خشك شود برگ‌هاى وى را از شاخ جدا كرده در پناه گذارند كه در باران تر نشود بعد از آن برگ‌ها را صباح در آب شير گرم نموده يك لحظه گذارند كه رنگ خود بازگذارد و آب را صاف كرده در خم كه نيم ذرع از تك وى بالاتر سوراخ خورده نموده باشند ريزند و از چاشت تا پيشين لت كرده تا روز ديگر گذراند كه نيك صاف شود و سوراخ خورد را بازنمايند كه آب صاف بيرون رود نيل بماند " ( 3 * ) . در بيشتر تركيباتى كه به منظور رنگ كردن مو ، رويش و پوست بدن تهيه و خضاب ناميده مىشده از برگ‌هاى اين درختچه ، نيل بستانى و يا نيل برى كه از تمام آنها ماده رنگى به نام نيل استخراج مىگردد استفاده مىشد . و فصلى از قرابادين‌ها به خضاب‌ها اختصاص داده شده است و منظور از " وسمه " در بخش خضاب‌هاى قرابادين‌ها برگ يكى از اين گياهان بوده است گرچه اين نام اختصاص به گياه Isatis tinctoria دارد ، اين مسئله موجب شده است كه بعضى از مستشرقين تصور نمايند كه قدما اين گياهان را